پارسال این موقع بود که بدجور طب مهاجرت گرفتمو؛ از اونجایی که زود عمل هستم، سریعا بعد از خطور به ذهنم رفتم برای انجام کار. هیچی با تحقیقاتی که کردم اون موقع راه های مهاجرت را سه گروه دیدم.

  • مهاجرت پناهندگی
  • مهاجرت کاری
  • مهاجرت تحصیلی

روش مهاجرت پناهندگی در ذهن من که همسر و فرزند دارم نمی گنجید. مهاجرت کاری که در ابتدا بی خیال شدم، چون من تو ایران کار خوبی داشتم (البته از نظر خودم) و نمی تونستم بی گدار به آب بزنم و از دستش بدم. می موند مهاجرت تحصیلی.

مهاجرت
مهاجرت پلی از زندگی قدیم به آینده ای روشنه.

چون اینطوری هم کارمو از دست نمی دادم (می تونستم از مرخصی تحصیلی استفاده کنم) و همینکه در کل این روش برای مهاجرت خیلی عالیه چون با اسم دانشجو وارد یک کشور و فرهنگ می شدم و از اونجایی که دانشجویان روابط اجتماعی باز تری دارند می تونستم به مرور زمان با جامعه آشنا و هماهنگ بشم.

ولی یک ایراد خیلی بزرگ هست و اون اینکه هم سن من برای ادامه تحصیل دانشگاهی یکم بالا رفته و همینکه من همسر و فرزند داشتم و اگر می خواستم با اونا مهاجرت کنم هزینه های مالی هنگیفتی رو باید می پرداختم.

با انتخاب مهاجرت تحصیلی کشورهایی که می تونستم برای ادامه تحصیل انتخاب کنم و به دلم هم می چسبید:

  • دانشگاه کانکوردیای کانادا
  • دانشگاه های آلمان

مقدمات مهاجرت تحصیلی

  • قوی کردن پایه قبلی یعنی فوق لیسانس کامپیوتر نرم افزار
  • اضافه کردن چند مقاله به رزومه
  • و از همه مهمترزبان تحصیلی

بود که برای همه اونها زبان انگلیسی لازم داشتم. لذا رفتم برای یادگیری زبان که دیدم حالا حالاها خیلی تو این مرحله کار دارم.